نقد کتاب صحیح بخاری
۰۳
اسفند
برای اظهار نظر پیرامون آیین وهابیت و سلفی ابتدا فرض میکنیم تمام کتابهای عقیدتی شیعه و دیگر مذاهب غیر قابل استناد بوده و تمام توجه را معطوف به کتابهای حدیثی فرقه وهابیت و سلفی خواهیم کرد
ابتدا اظهار میکنیم که اقای اسماعیل بخاری شخص کم دانشی نبوده که بخواهیم ایشان را رد کنیم و بگوییم از نظر علمی صلاحیت نداشته است. اما نکات بسیاری پیرامون کتابهای ایشان وجود دارد که جای تعجب و تأمل دارد
- .اولین سؤال: چرا باوجود همه کتابهای عامه روایی و حدیثی فرقه وهابیت، فقط کتاب صحیح بخاری مرکز توجه قرار دارد؟و چرا همه تبلیغات سلفیها و وهابیت و پیروان شیخین باید حول این کتاب و اثبات حقانیت این کتاب باشد؟ چه رمز و راضی در این کتاب نهفته است که در کتابهای دیگر عامه نیست؟ این همه احترامی که علمای داعشی برای کتاب صحیح بخاری قائلاند برای کتاب احمد بن حنبل یا کتاب حاکم نیشابوری قائل نیستد؟ این دو نفر هم از علمای بسیار بزرگ و معتبر و درجه یک عامهاند و کاملا هم عقیده و هم مسلک سلفیاند، پس چرا فقط صحیح بخاری و فقط آقای اسماعیل بخاری باید مورد توجه قرار بگیرد (۱) ؟
- چرا در صحیح بخاری ذرهای از محبت خاندان رسول خدا ص و اهل بیت وجود ندارد و هیچ حدیثی در فضیلت این خاندان نیست در عوض حاکم نیشابوری و احمد بن حنبل کتابهایی دارند که ذکر فضایل اهل بیت و تبلیغ محبت این خاندان عنوان شده است
- گفته میشود که آقای اسماعیل بخاری برای نوشتن کتاب خود، غسل میکرده و وضو میگرفته و پیش از شروع کارش رو به قبله ایستاده و نماز میخوانده. اما سوال اینجاست که چرا روایات مربوط به تاریح اسلام و خلفا را طوری مهندسی کرده و به نحوی آنها را کنار هم چیده که وقتی مردم عامه (زمان خود) این کتاب را به دست میگیرند و مطالعه میکنند دل آزرده نباشند! چرا احادیث خاص (اهل بیت رسول خدا) اصلا در آن عنوان نشده ؟
- سلفی ها و وهابیت و پیروان شیخین بعد از قرآن فقط و فقط در برابر صحیح بخاری تعظیم میکنند. آیا در برابر این همه ارزش و ارجعیت دادن به یک کتاب، بهتر نیست از پیروین عقیده داعش و سلفی پرسیده شود که تا بحال صحیح بخاری را خوانده اید؟ گاها خواهند گفت که نه ولی حدیثهای زیادی ار آن شنیدهایم. در اینجا باید به ایشان گفته شود که شنیدن ملاک ایمان آوردن نیست. منظور دقیقا (دیدن) و (خواندن) از روی کتاب است.اگر قرار است میان مذهب شیعه و پیروان مذاهب دیگر قضاوتی صورت گیرد و آن قضاوت منصفانه باشد باید کتابها خوانده شود! نگاه منصفانه به کتاب صحیح بخاری در اصل نگاه منصفانه به عقاید پیروان شیخین! (سلفی و داعش) است.
- در کتاب صحیح بخاری 446 حدیث از آقای ابوهریره (2) و 19 حدیث از امیرالمومنین علی نقل شده است. 446 حدیث در برابر 19 حدیث. کدام یک ازین دوطرف یه رسول الله نزدکترند ؟ آقای ابو هریره و یا علی بن ابی طالب ؟
- بعنوان یک مسلمان منصف و بیطرف قضاوت شود که علی بن ابی طالب کیست؟ آیا همان کسی نیست که در کتابهای عامه بوضوح آمده که رسول اللّه به او لقب دروازه شهر علم را داده و گفته من شهر علم هستم و علی دروازه آن شهراست؟!(3) آیا این لقب را به کس دیگری دیگری هم بغیر از ایشان هم داده است؟
- پرسش این است که چرا آقای اسماعیل بخاری نویسنده کتاب صحیح بخاری همه سعی و تلاشش را کرده است تا به دروازه شهر و علم نبی بی اعتنا باشد؟ چرا به این دروازه پشت کرده است؟! کسی که به دروازه شهری پشت کند در اصل به آن شهر پشت کرده! اینطور نیست؟ سوال مهمتر این بی اعتنایی از جانب اسماعیل بخاری سهو و اتفاقی بوده یا از روی عمد؟؟
- اگر از روی عمد بوده باشد که توجیهی ندارد. برخی از شیخین لااقل علی بن ابی طالب را جزء صحابه بارز و خلیفه چهارم میدانند و یک پژوهشگر تاریخی و حدیثی حق ندارد به قسمتی از تاریخ به عمد ،عداوت و کوتاهی داشته باشد!
- اما اگر سهوی بوده باشد . . . باید گفت آیا یک پژوهشگر تاریخی و حدیثی میتواند در کار بزرگی مثل جمع آوری بنیادیترین و مهمترین کتاب یک مذهب دچار چنین اشتباه فاحشی شود و باز نتیجه کارش به عنوان یک کتاب مرجع مورد احترام و تقدیس قرار گیرد؟
- سلفیها معتقدند صحیح بخاری بدون هیچ شکی صحیحترین کتاب موجود در میان دنیای اسلام است: در صورتی که این کتاب 446 حدیث از کسی نقل کرده است که به اعتراف تمام عامه اصلا مسلمان نبوده و در اواخر عمر رسول الله مسلمان شده و در عوض 19 حدیث از کسی نقل کرده است که از شاخص ترین و بی نظیر ترین و مهم ترین چهره های اسلام بوده است.کسیکه درون کعبه به دنیا آمده، کسی که پسر عموی رسول اللّه بوده و کسی که از 13 سالگی درون منزل رسولاللّه بوده و تربیت شده و پرورش یافته مستقیم رسول اللّه بوده، کسی که با رسوال اللّه همکلام و از رسول اللّه کسب علم کرده و حافظ قرآن وعالم به تفسیر پنهان قرآن و شاهد نزول قرآن بوده و اولین کسانی است که مسلمان شده و اولین مردی بوده که نماز خوانده و داماد و برادر ومحرم اسرار رسولاللّه بوده! طبق آیه تطهیر معصوم و طبق آیه ولایت مورد تأیید خدا و طبق ماجرای مباهله نفس و جان رول اللّه بوده است! کسی که در شب لیلالمبیت در جای رسول اللّه خوابیده وهزارویک فضیلت دیگر داشته، بااین حال جناب آقای اسماعیل بخاری نویسنده مقدس سلفی همه تلاشش را کرده که تا احادیث امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) را نبیند.
- البته عجیبتر از کار اسماعیل بخاری کار پیروان شیخین است که این کتاب را با وجود این همه تناقض بزرگ(که گفته خواهد شد) و این ضعف آشکار توی ذهن سلفی به اندازه قرآن مقام و ارزش و رتبه داند.
- درتاریخ آمده که از خود آقای ابوهریره پرسیدند چرا به تو میگویند ابو هریره؟ یعنی پدر گربه؟ گفت: من گوسفندان اقوامم را برای چرا به دشت و صحرا میبردم و یک گربه کوچک هم داشتم که شب برروی درختی میخوابید وروزها من باهاش بازی میکردم. بخاطر همین اسمم را گذاشنتند پدر گربه. شخصیت این مرد را مقایسه کنید با شخصیت امیرالمؤمنین علی!(علیهالسلام)
- هرچند که ابوهریره در تاریخ اسلام نه به جهاد و مجاهدت مشهور بوده و نه به اندیشمندی و تحقیق، همه کتابهای عامه اعتراف دارند که فقیه خوش حافظه ای هم نبوده، نه سواد خواندن داشته و نه نوشتن، شاید باورکردنی نباشد اما نه اسم ونه کنیه و نه خانواده و نه دوران رشد ابوهریره هیچ یک برای علمه مشخصی نیست. از خود هریره روایت شده که گفته من با رسول اللّه بخاطر سیرکردن شکمم همراه ومسلمان شدم.(۴)
- ابوهریره پشت سر امیرالمومنین علی نماز میخواند و برسر سفره معاویه مینشست و از جنگ هم فراری بود، میگفت نماز پشت سرعلی کاملترین نماز و غذای سر سفره معاویه چربترین غذا و دوری از جنگ هم برای سلامتی بهتر و مفیدتر است.
- عایشه دختر ابابکر بارها ابوهریره را دروغگو خطاب میکرد و خلیفه دوم هم او را به تبعید تهدیدش کرد، عثمان تا زمان مرگش اجاره نداد ابوهریره راوی حدیث باشد. جالب اینجاست که وقتی اصحاب دربرابر محتوی احادیث نقلی به ابوهریره اعتراض میکردند با طعنه میگفت این روایات را زمانی شنیده ام که شما در بازار مشغول خرید و فروش بودید. یکبارهم عایشه به صحت احادیث او اعتراض کرد. ابوهریره هم در جوابش گفت:من این روایات را زمانی شنیدم که تو مشغول بازی با سرمه، آینه وآرایش بودی.
- وقتی بیشتر علمای بزرگ پیرو مکتب خلفا ابوهریره را قبول ندارند، چطور اسماعیل بخاری 446 حدیث ازین شخص روایت میکند؟ (5)
- بین عایشه و ابوهریره چه کسی را بهتر و برتر عنوان میشود؟ بین عمربن خطاب و ابوهریره چه کسی را اعلم و بالاتر یاد میشود؟ چرا اسماعیل بخاری باید از کسی که در نظر عایشه و عمربن خطاب دروغگویی بیش نبوده 446 حدیث نقل کند؟! این دهن کجی به عایشه وخلیفه دوم نیست؟! اگر کسی ازمیان شیعیان به این دونفر دهن کجی کند (کافر) معرفی میشود پس تکلیف دهن کجی اسماعیل بخاری نسبت به این دونفر چیست.
- اسماعیل بخاری از فاطمه زهرا سلام الله علیها فقط و فقط یک حدیث در کتابش آورده (او دختر رسول خداست) بنظراین مسئله عجیب ومشکوک نیست؟
- خانه حضرت فاطمه خانه وحی بوده، جبرئیل در خانه حضرت فاطمه رفت وآمد داشته، به امر خداوند همه درهای خانههای صحابه بروی مسجد بسته شد جز درب خانه حضرت فاطمه، به گواه همه کتابهای عامه و حتی به شهادت خود اسماعیل بخاری حضرت فاطمه سرور زنان اهل بهشت است، حالا واقعا این بانو از پدرش که رسول اللّه بود فقط وفقط یک حدیث نقل کرده و هیچ حرفی از پدرش نداشته تا بیان کند؟ که آقای اسماعیل بخاری در کتابش بیاورد؟
- اما شاید دلیل دیگری داشته، شاید از حضرت فاطمه احادیث زیادی بدست اسماعیل بخاری رسیده و او نخواسته آن احادیث را در کتابش بیاورد. اگر بواقع این جور باشد باید سوال کرد که مگرمحتوای آن احادیث چه بوده که آقای اسماعیل بخاری راضی به نوشتن و نشر آن احادیث نبوده؟ این فقط محدود به حضرت فاطمه نیست، ازهیچ کدام از اهل بیت رسولالله و ائمه شیعه حدیثی در صحیح بخاری نیست.(6)
- البته دستهای آقای اسماعیل بخاری زمانی رو میشود که از امام هادی هیچ حدیثی نقل نمیکند،میدانید چرا؟ چون امام هادی هم عصر و دوره اسماعیل بخاری زندگی می کرده واگر بنابرادعای سلفی اسماعیل بخاری عالم ودانشمند بزرگی باشد، باید پرسید کدام شخص بوده که در دوره امام هادی زندگی میکرده و ازعظمت دانش این امام بی خبر بوده تا حتی یک حدیث علمی در کتابش ننویسد. مگر میشود کسی در دوره امام معصومی زندگی کند و مسلمان باشد واز شهرت جلال علم آن امام بیخبر باشد؟ اگر اسماعیل بخاری ازین عظمت و شهرت باخبر بوده پس چرا حدیثی از امام هادی ع در کتابش نیست(نه حتی اعتقادی بلکه علمی)؟ اما درعوض ازعمران بن حطان که از دشمنان معروف امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) است و در مدح ابن ملجم مرادی شعر گفته است حدیث نقل کرده! بنظر تو این دشمنی علنی با اهل بیت نیست؟
- شیعه چهار کتاب اصلی و روایی بنام کتب اربعه(7) دارد و هرگز هیچ کتاب حدیث و روایی را 100٪ ندانسته و ادعایی هم ندارند، هرچند دلایل زیادی هست که این کتابها پر از احادیث صحیح السند است که از طرف ائمه معصوم صادر شدهاند. هرکتابی ممکن است در طول گذر زمان بر اثر اشتباه یک راوی یا یک مورخ یا اهمال یک عالم دچار اشتباه بشود. برای شیعه فقط قرآن صحیح مطلق به حساب میآید و بعد از آن شیعه مطیع محض آن حدیثی هست که ثابت بشود راوی آن حدیث یکی از 14 معصوم باشند. ادولف هیتلر هم آدم معتقدی بود، در آن خیلی قوی بود اما هیتلر معتقد به یک عقیده باطل بود، توی عقیده باطل تو هرچقدر معتقد تر باشی گمراهتری!
- بپرسید گه اگر مؤسس مذهب تشیع شخصی به نام عبداللّه بن سباء است چرا در هیچ کتابی از کتابهای تشیع مدحی ازین شخص وجود ندارد. در عوض در لعن و رد این شخص روایات زیادی نقل شده است؟
- در کتابهای سلفی نظیر کتاب اسماعیل بخاری که ستون اصلی مذهب سلفی است از کعب الاحبار یهودی روایت های زیادی نقل شده است و حتی در مدح و ستایش این شخص یهودی بسیار و بسیار نوشته شده است. آیا طبق منطق همین موضوع برنمیآید که گفته شودسلفیها دست پرورده یهود هستند؟
- در این که شیعیان پیروان امیرالمومنین علی ع هستند شکی نیست، نکته اینجاست که سایر مسلمانان ازامیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) جدا شدند. شکی نیست که بین شیعیان و سلفی تکفیری فاصله عقیدیتی و تفرقه بوجود آمده، اما وقتی شیعیان با سایر مسلمانان جداتر شدند به رسول اللّه نزدیک تر شدند یا دورتر؟
- ملاک بر حق بودن یکی ازین دو گروه، نزدیکی با سنت و سیره و روش رسول اللّه ص است.
- باید دید که سنت رسولاللّه ص جمع شدن دورعلی بوده یا جمع شدن دور خلافای دیگر؟ شیعیان دنبال کسی جمع شدند که در غدیر خم رسول الله ص دستش را بالا برد و فرمود هرکس که من مولای او هستم این علی هم مولای اوست. حال با وجود سند غدیرخم (که برای اثبات آن کتاب بسیار کامل الغدیر نوشته شده) و کلام رسول لله ص چگونه ازکنارعلی پراکنده شوند؟
- شیعیان پیروان امامی هستند که نزدیک ترین شخص به رسولاللّه بوده، رسولاللّه ص سرش را بر زانوی علی میگذارد و ازدنیا میرود. غسل و کفن و دفن خودش را به علی واگذار میکند. علی با دستان خودش رسولاللّه ص ا در قبر قرار میدهد، حال سوال این است که آیا در زمان رسولاللّه ص ، ابو حنیفه و مذهبی حنفی وجود داشته؟ آیا مالک بن انس و یا مذهب انسی وجود داشته؟ محمد ادیس شافعی چطور؟ آیا مؤسس مذهب شافعی در آن روزگار بوده؟ احمد بن حنبل مذهب حنبلی چطور؟
- شیعیان پیرو کسی هستند که در خانه رسولاللّه ص بزرگ و تربیت شد و در عوض رهابیت و سلفی ها پیرو کسی هستند که هرگز رسولاللّه ص را ندیده است. در روزگاری که علی وشیعیانش بودهاند خبری از هیچیک از مذاهب نیود. اما ابن ابیالحدید که یک دانشمند بزرگ از مخالفان مذهب تشیع است در کتاب خودش در شرح حال سلمان فارسی نوشته که سلمان از شعیان و پیروان و اصحاب خاص امیرالمؤمنین علی بوده و این نشان میدهد که واژه و کلمه شیعه درآن روزگار وجود داشته و یک چیز ساختگی نیست.(8)
- دقیقا به همین دلیل است که مسلمانان عامه شیعیان را رافضی خطاب میکنند.دلیلش این است که شیعیان مکتب ثقیفه را ترک کرده وبه سراغ مکتب اهل بیت رفتند.
- ادعا میشود که شیعه باعث تفرقه در اسلام شده، آیا بین مذاهب چهارگانه اهل سلفی و رهابی و تکفیری تفرقه نیست ؟ آیا نظر علمای اهل سنت درباره وهابیت و ابن تیمیه جایی بازگو شده؛ ابو حنیفه از رهبران مذهبی است که سخت مورد احترام اکثر عامه بوده و کمتر کسی است که برای ابوحنیفه احترام قائل نباشد. تنها دلیل گفتن این حرف این است که باور شود تفرقهای که از آن در رسانه های دنیا وحشتگزاری شده، دریشه مذهب چهارگانه اهل سنت هم وجود دارد و آن فرق های منحرف شده از تشیع اصیل هیچ ارتباطی با شیعه و پیروان امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) ندارند.
- یک روز امام مالک وارد شهری میشود و از شخصی سوال میکند که آیا در شهر شما نامی از ابوحنیفه برده میشود؟ شخصی که آنجا بوده میگوید: شهری که درآن نام ابوحنیفه برده بشود شایسته سکونت نیست (خطیب بغدادی).(9) - بیشتر کسانیکه شرح حال ابوحنیفه را نوشتهاند بر علم فراوان او بویژه در حدیث تأکید کردند و همچنین معتقد بودند در تمام اسلام فرزندی شومتر از ابوحنیفه به دنیا نیامده. وقتی ابوحنیفه از دنیا رفت گفتند خدراشکر که ابوحنیفه مرد، چون او اسلام را پاره پاره کرده بود.
- امام حنبل میگوید: حرف ابوحنیفه و فضله چهارپایان پیش من فرقی باهم ندارد. معروفترین جملهای که درباره ابوحنیفه گفته شده این است که اگر درمیان انسانها یک شراب فروش وجود داشته باشد، بهتر ازین است که فردی ازاصحاب ابوحنیفه در میان آنها باشد.(10)
- اگر قرار است کسی برای ایجاد تفرقه و جدایی سرزنش بشود باید اول از فرقه اهل سنت و وهابی و سلفی شروع شود. حال همین ابوحنیفه جوری با امام صادق دشمن بود که در تاریخ آمده که هرچی که امام صادق میفرمود ابوحنیفه سعی میکرد برخلاف آن فتوا بدهد. به نظریک مسلمان (اصلا فارغ از این که چه فرقه دارد) رضا و خوشنود خداوند در چه چیزی است؟ در تفرقه یا در وحدت؟ این که با وحدت مسلمانان نزدیکتر شوند یا این که با تقرقه هر روز از هم دور تر شوند؟
- هر آدم عاقلی میداند که وحدت یک صفت پسندیده است. وحدت مسلمانان یعنی نزدیک شدن فرقه ها به هم که در پرتو آن، هدایت و راه درستتربه آرامی رو خواهد نمایاند.
- سوال: مرکز اتحاد جهان اسلام فقط یک عنوان است(حقیقت ایمان) و آن نشانه هایش در قرآن است، اگراین نشانهها درمیان آیههای قرآن قرآن قرار دارد پس چرا احادیث دارند حواس مردم را به خودشان پرت میکنند؟ وقتی خداوند کتابی به استواری قرآن در دستان ما قرار داده چرا ما قرآن را رها کنیم و به سراغ احادیث برویم و با همین احادیث بر تن مذاهب مختلف ضربه بزنیم(در بین این احادیث بسیار شک و شبهه وجود دارد)؟
- نکته اینجاست که قرآن به تنهایی برای هدایت مسلمانان کافی نیست! قرآن کاملترین کتاب برای هدایت است اما کافی نیست. بیان قرآن بیان خداوند است. خداوند با الفاظی که برای بشر قابل درک و فهم باشد قرآن را نازل کرده، یعنی بیان و ظاهر قرآن محدود شده به ترکیب 26 حرف زبان عربی، اما این واژهها و کلمات عربی فقط قلب ظاهری قرآناند و همه قرآن چیزی که ما میبینیم نیست. ترکیب هر آیه و هر کلمه ازاین کتاب دریایی از معارف و معانی درخودش پنهان دارد. عظمت قرآن به همین پنهانی مفاهیم در کوچکی واژه هاست.
- یک دریا به خودی خود و به تنهایی معجزه نیست و یک فنجان هم به تنهایی و به خودی خود معجزه نیست، اما اگر بتوان از یک فنجان به اندازه یک دریا آب بیرون کشید آنوقت این معجزه است.
- پس قرآن معانی و معارف پنهانی دارد، معانی و معارف حقیقی قرآن در پشت واژهها و کلمات قرآن پنهان شده است و در دسترس اسناسنها به راحتی نیست.
- سوال: آیا خداوند مرتکب کوتاهی شده و انسانها را از معانی و معارف قرآن محروم کرده؟ اگر خداوند قصد داشت انسانها را از معارف قرآن محروم کند، خب از همان ابتدا قرآن را با این همه معارف برای انسان نازل نمیکرد. چرا باید قرآنی را بفرستد که کامل نباشد یا اگر کامل است ما به معنا و مفهوم و معانی آن دسترسی نداشته باشیم؟
- بشر برای یادگیری معارف قرآن به یک معلم نیاز دارد و رسول اللّه اولین معلم قرآن بود. تمام مسلمانها صبحها نماز میخوانند. دلیل انکه مسلمانان نماز میخوانند این است که دستور خداست و نقطه رجوع این دستور در متن قرآن است. حال کسی هست که به مسلمانان بگوید که نماز صبح چند رکعت است؟ در کجای قرآن آمده است که نماز صبح باید 2 رکعت داشته باشد؟ یعنی چنین چیزی در قرآن نیست. پس میشود ادعا کرد که قرآن ناقص است، آیا؟ نماز یکی از مهمترین ارکان دین اسلام است، چطور ممکن است خداوند احکام نماز را بصورت کامل در قرآن نیاورده باشد! آیا خداوند فراموش کرده!
- قرآن هرگز ناقص نیست، هدف قرآن چیز دیگری است(هدف قرآن جدای از تبیین احکام است).جزییات نماز توسط رسول اللّه دستور داده شده، یعنی رسولالله اولین معلم قرأن رسول اللّه بوده.
- دین اسلام دو منبع دارد، 1-کلام قرآن 2-کلام رسول خدا ص
- اگر قرآن میگوید نماز بخوانید این رسول خدا ص است که میگوید چند رکعت و چه وقت و به کدام طرف خوانده شود. قرآن دو نوع نازل شده، یکبار متن ظاهری قرآن که به شکل کتاب که در دست مسلمانان است و یکبار هم معانی و توضیح و تفسیر آن بر قلب رسول خدا ص نازل شده است، مسلمانان در کنار آیات قرآن به تفسیر و تأویل و معانی پنهان آیات هم نیازمندند که همهی آن معانی پنهان، نزد رسول خدا ص موجود بوده و حضرت یک به یک آن معانی را برای مردم بازگو میکرده و بازگو کردن رسول خدا یعنی حدیث.
- اما احادیث دلیل و آغاز اختلاف بین مذاهب مسلمانان است، همان جایی که راه شیعیان با سلفی ها و وهابیت جدا میشود. احادیث آشکار کننده دین خدا هستند، یک حدیث غلط میتواند عقیده مسلمانان را منحرف کند، پس برای شیعیان خیلی اهمیت دارد که این حدیث از دست چه کسی بدست برسد. از دست اسماعیل بخاری که بزرگترین راوی آن ابوهریره است (که شیفته گربهاش بوده و از فرط گرسنگی و نیاز به رسول خدا ص پناه آورده بوده و به شهادت اکثر علمای عامه کم حافظه و دروغگو بوده) یا از دست علی بن ابی طالب که پرچم دار جنگ های رسول خدا ص و داماد رسولاللّه و پسر عموی رسول خدا ص و برادر رسول خدا ص بوده. اینجاست که راه شیعیان از سلفی ها جدا میشود.
- سوال: آیا عمر رسول خدا ص برای بیان همه معانی و تفاسیر پنهان قرآن کافی بوده؟ چون پیامبر درگیر جنگها و مشکلات بزرگی بوده و هرگز مجال این را پیدا نکرده که تمام و کمال حقایق قرآن را به مردم انتقال بدهد، پس چه بر سر باقی آن معارف آمد؟ آیا آن معارف با پیامبر دفن شد؟ اگر این طور باشد پس تدبیر خداوند چه میشود؟ چرا خداوند معارفی با این ظمت را برای کسی نازل کرده که فقط چند سال از عمرش باقی مانده و قادر نیست همه معارف را به مردم انتقال بدهد؟ چرا خداوند به رسول خدا ص طول عمر بیشتری نداده تا بتواند همه معرف الهی را به مردم برساند؟ شاید خداوند بعد از رسول اللّه معلم تازهای برای قرآن انتخاب کرده!
- ایه 59 سوره نساء:یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا ﴿۵۹﴾
- این اولوالامر که خداوند اطاعت از آنها را واجب دانسته چه کسانی هستند؟
- وقتی رسول اللّه زنده بود خودش معنای پنهان قرآن را برای مردم تشریح میکرد.اما وقتی رسول الله ازدنیا رفت چه؟ تکلیف آن همه معارف ومعانی باقیمانده چه شد؟ گمان نمیشود که تمام معارف و معانی قرآن تا آن روزگار به مردم آموخته شده باشد! پس اگر همه معارف قرآن به دست مردم نرسیده، چگونه باید به دست مردم برسد؟ به وسیله چه کسی؟ ابابکر؟ عمربن خطاب؟ عثمان؟ علی بن ابیطالب؟ یا شاید کس دیگری؟ آیا رسولاللّه نباید آن شخص را به مردم معرفی میکرد تا مردم دچار اشتباه نشوند؟
- شیعیان چطور برای محسن پسری که به دنیا نیامده و فقط یک جنین در شکم مادرش بوده عزاداری میکنند؟ (از نظر سلفیها این موضوع مضحک است)
- برای کسیکه به حقیقت مقام و منزلت و عصمت حضرت فاطمه س وامیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) پی نبرده باشد این مسئله مضحک و خنده دار خواهد بود. اما برای آنهایی که از داغ اهل بیت داغدارند این مسئله بسیار مهم و با ارزش است! نطفه ذات مقدس حضرت محسن از وجود نورانی دو معصوم سرچشمه گرفته است. کسیکه برای وجود مبارک و به دنیا نیامده حضرت محسن ارزش حیات وقداست قائل نیست چطور میتواند برای عیسی نوزادی که در گهواره است ارزش قائل باشد؟ حضرت محسن سند مظلومیت حضرت فاطمه است. نادیده گرفتن او و عزای او نادیده گرفتن قسمت بزرگی از تاریخ مظلومیت شیعه است. فقط یک تفکر وهابی میتواند با بزرگداشت نام حضرت محسن عداوت داشته باشد.
- در کتابهای وهابی آمده در روز قیامت ابوبکر رو بخدا می گوید ای خدا: امت محمد گناهان زیادی دارند گناهان این مردم را برگردن من بگزار و مردم را به بهشت بفرست (11)
- این حدیث نشان میدهد که در آیین وهابی هم دلایل بر شفاعت وجود دارد. حال سوال درباره این حدیث چنین است که اگر حدیث صحیح باشد و خداون درخواست ابوبکر را اجابت کند و گناهان امت رسول اللّه بر دوش ابوبکر بگزارد، برای خود ابوبکر چه اتفاقی میافتد؟ ایا کسی که گناهان تمام امت رسول اللّه را برگردن دار به بهشت میرود؟
- اگر شیعه به شفاعت معتقد است برای این شفاعت شرایط زیادی قائل شده. امام ششم شیعیان میگوید کسی که نمازش را سبک بشمارد مورد شفاعت ما قرار نمیگیرد. این مسئله نشان میدهد که شفاعت نقض کننده عدالت نیست. در اکثر کتابهای حدیثی آمده که دست کشیدن روی حجر الاسود باعث شفاعت این سنگ در روز قیامت میشود. اگر وهابیون به شفاعت معتقدند، پس چرا به شیعه تهمت کفر میزنند؟ اگر هم معتقد نیستند، پس احادیث مربوط به شفاعت در کتابهای ایشان چه میکند؟
- درصحیح بخاری به صراحت آمده که پیامبران و فرشتگان و مومنان در روز قیامت از شفاعت کنندگاناند. اگر ایشان صحیح بخاری را کتابی 100 درصد صحیح میدانند، پس باید به این حدیث هم احترام بگذارند.(12) در کتابهای وهابی آمده اگر مسلمانی از دنیا برود و40 مرد که مشرک نیستند بر جنازه او نماز بخوانند، خداوند شفاعت این عده را درباره شخص میت میپذیرد.(13) آیا اینها شفاعت نیستند؟ و فقط شیعیان معتقد به شفاعت هستند؟
- سوال: چرا از صدر اسلام تا پیش از ظهور فرقه وهابیت، شفاعت گناه نبوده ویا باعث ارتداد نمیشده و یک دفعه با ظهور سلفیها ووهابیون این عقده به کفر منجر شد؟
- همچنین بوسیدن ودست کشیدن مسلمانان بر روی ضریح مقبره امامانشان را محکوم میکنند و سالها برای این کار متهم هستند؟ ادعا میشود این کار باعث ارتداد و کفر است! پس چرا اسماعیل بخاری در صحیح بخاری حدیثی آورده که رسولاللّه در موقع طواف خانه خدا حجر الاسود را میبوسید و با دست لمس میکرد(14)
- همچنین سر گذاشتن روی مهر را هم سلفی های شرک میدانند.
- سوال: آیا واقعا سلفیها فکر میکنند شیعیان سنگها را خدا میدانند؟ شیعه معتقد است مسلمان فقط باید بر سنگ یا گیاهی که خوردنی نیست و خاک و چوب واینجور چیزها سجده کند. به نظر یک نفرعادل که از او پرسیده شود آیا رسول اللّه ص روی فرشهایی پهن بر مساجد نماز میخواندند یا نه، چه میگوید؟ رسولاللّه ص اصرار داشت مسلمانان روی خاک سجده کنند. آیا مهر جامد شده شیعیان به خاک نزدیکتر است یا فرش های پهن شده در مساجد سلفی ها؟شیعیان معتقدند نمیشود بر فرشی که از پشم ویا پلاستیک و مواد نفتی ساخته شده سجده کرد. مسلمانان مشتی خاک را بصورت قطعه ای خشک درآوردند و برآن سجده میکنند
- معصوم میفزمایند:سجده جایز نیست جایز نیست مگر بر زمین وآنچه از زمین میروید الا آنچه پوشیدنی و خوردنی است(15)
- در کتابهای معتبر سلفیها آمده که یکی از اصحاب بر پارچه پیچ عمامهاش سجده میکرد. وقتی چشم رسول اللّه به او افتاد به طرفش رفت و با دست خودش عمامه را از زیر پیشانی مرد برداشت.(16) آیا جنس عمامه که پارچه است به جنس فرشی که بر آن سجده میکنند نزدیکتر نیست؟
- گریه کردن بر مردهها هم یک تهمت در کنار تهمتهای دیگر است زیرا وقتی یکی از دختران رسول اللّه ص قبل از حضرت فاطم س از دنیا رفت رسول اللّه ص کودک را به آغوش گرفت و سخت گریه کرد.(17) یا بعد از جنگ احد رسول اللّه ص وقتی صدای گریه زنان انصار را در سوگ شهدای خودشان در جنگ شنیدند با اندوه گفتند: عمویم حمزه گریه کنندهای ندارد و بعد از چند لحظه صدای گریه و ناله زنان انصار شنیده شد که داشتند برای حمزه گریه میکردند ، سلفیها از عایشه حدیث دارند که میگوید: بعد از مرگ رسول اللّه ص ایشان به همراه بقیه زنان به صورت و سینه زده و گریه میکرده.(18) آیا عایشه برای وهابیون محل رجوع نیست؟ وقتی خبر مرگ نعمان را به عمربن خطاب دادند، او دستهای خویش را بر سر خودش گذاشت و شروع به گریه کردن کرد.(19)
- در کتابهای وهابیون آمده که رسول اللّه پس از بعثت در نبوت خودش شک کرده؟!! و دچار یک حالت ترس و اضطراب شدید شده و نوشته شده که رسول اللّه ص به این دلیل دچار ترس شده بود که احتمال میداد شاید کاهن یا دیوانه شده باشد(20)
- در صحیح بخاری و صحیح مسلم احادیث زیادی آمده که میگوید رسول اللّه گاه در نماز خواندن دچار اشتباه می شده و گاهی تعداد رکعات نماز را کم یا زیاد میخوانده و گاهی نماز چهار رکعتی را فقط دو رکعت می خوانده! (21) آیا این نوع نگاه به پیامبری که برای هدایت تمام بشریت فرستاده شده درست است؟ پیامبری که هنوز در تعداد رکعات نمازش مدیریت و کنترل ندارد، چطور میتواند مهندس ایمان و روح و فکر ذهن و تمام بشر باشد؟ آیا خداوند نباید پاسخگو باشد که چرا ااین شخص را باید با وجود این همه ناتوانی برای هدایت بشر بفرستد؟ سلفیها دارند این پیامبر را به جهان معرفی میکنند و جهانیان رسولالله و اسلام را با این صفات کم حواسی و پراز شک و تردید و اضطراب بودن، میشناسند. دیگران چطور میتوانند به به این پیامبر ایمان بیاورند؟
- ابوهریره میگوید: یک روز در مسجد، صفهای جماعت تشکیل شد و همه منتظررسول اللّه ص بودند تا ایشان بیایند و نمازش را شروع کنند.پس ایشان وارد مسجد شدند و وقتی در محراب نماز ایستادند مکث کرده و به خانه برگشتند.ابوهریره میگوید: دلیلش این بوده که ایشان جنب شده بودند وباید غسل میکردند!(22) در کتابهای وهابیون به صراحت آمده که رسولاللّه درست مثل آدمهای بی بندبار دوران جاهلی، در کنار آشغال ها و پشت دیوارهها سرپا میایستاد و قضای حاجت میکردند.(23)
- حدیث جالب دیگر: گفتند که عدهای از مهاجران حبشی در مسجد مشغول بازی بودند و رسول اللّه ص عایشه را دعوت کرد تا به اتفاق هم به تماشای رقص و بازی آنها بروند(24)
- باز هم نوشته شده که رسول اللّه ص به خوانندگی و آلات موسیقی در مجالس عروسی سخت علاقه داشته و اگر در یک مجلس عروسی از غنا و موسیقی و خوانندگی خبری نپود حضرت مداخله کرده و اعتراض خودشان را نشان میداد.(25)
- حدیثی درباره علی بن ابی طالب: در کتابهای معتبر وهابیون آمده که مردی درحال طواف کعبه بود و در همان حال زن نامحرمی از کنارش عبور کرد و آن مرد از روی عمد مزاحمتی برای زن ایجاد کرد، از قضا علی هم آنجا بود و آن مرد را در حال گناه در آنجا دید و با دست، ضربهای بعنوان تنبیه به او زده و او را مجازات کرد. مرد درحالی که سخت ترسیده بود همانطور که دستش بر روی صورتش بود برای شکایت از علی به سراغ عمربن خطاب رفت. عمربن خطاب جریان را پرسیده و مرد همه جریان را برای او تعریف کرد. آنگاه عمر سری تکان داده و گفتند: شکایتی نکن چرا که چشم خدا تورا دیده و دست خدا تورا زده(26)
- طبق عقیده وهابون، عمربن خطاب باید مرتد یا کافر باشد.
- طبق فتوای وهابیون، اگر کسی یکی از خلفا را لعن کند، کافر است و از دین خارج شده.
- افراد زیر جزو صحابه مهم رسول خدا بودند:علی و ابابکر و عمر و عثمان و معاویه و ابوسفیان و عایشه و طلهه و زبیر
- حال فکر کنید برای معاویه که سالهای سال کارگزاران و خطیبانش را دستور میداده تا علی را لعن کنند(27) چه حکمی میتوان داد؟ آیا سلفی ها معاویه را هم طبق عقیده خود کافر و فاسد و دجال میدانند؟ یا خلیفه سوم (عثمان) را که در تاریخ آمده عثمان نسبت به عایشه جسارت کرده و به عایشه ناسزا گفته (28)
- یا طلحه و زبیر که نسبت به عثمان سابقه ناسزا گویی داشتهاند(29). آیا این حکم شامل آنها هم میشود.(30)
- قطعا جنگیدن به مراتب بدتر از لعن است و طبق فتوای سلفی ها اگر کسی یکی از خلفا را لعن کند کافر است و از دین خارج شده. حال اگر کسی به جنگ با یک خلیفه برآی، چه حکمی دارد؟ اگر کسی علیه خلیفه ای لشکر کشی کند و بر آن خلیفه شمشیر بکشد چه حکمی دارد؟
- جنگ جمل از واضح ترین رویداد های تاریخی است که نشان از این موضوع دارد(علی خلیفه بوده است).
- سلفیها حسین بن علی را خارجی میدانند چون معتقداند بر خلیفه وقت خروج کرده! پس تکلیف صحابه و هسمر رسول اللّه که برامیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) یعنی خلیفه وقت خروج کردند چگونه است؟ ایشان علیه علی، سپاه جمع کردند و با او جنگیدند.
- صحبت کردن درباره صحابه را ممنوع و خط قرمز میدانند. چرا؟ چرا افراد حق ندارند درباره صحابه حرف بزنند؟ معتقدند، چون مقام و منزلت صحابه بالاتر از انسان های عادی است.(31) یعنی فقط به این دلیل که صحابه اند مورد احترام اند و نباید کسی چیزی درباره این عده بگوید؟ مگر صحابه بودن یک امر اختیاری بوده که مورد ارزش تقدیر قرار بگیرد. یعنی ولید بن عقبه که شرابخوار بوده و علنی شراب می خورده، چون رسول خدا را فقط دیده است در نظر سلفیها جزو صحابه قرار میگیرد و عادل است؟ آیا شرابخواری نافرمانی از فرمان خدا نیست.(32)
- شیعیان نیز همانند داعشیها موظف هستند از علمای دین تبعیت کنند، اما نکته اینجاست که اگر یک عالم دین و یا یک فقیه فتوایی داد که صد عالم دین آن را مخالف و ضد شریعت اسلام دانستند در آن صورت باید چه کرد؟سوال مهمتر این است که علمای دین از کدام منبع حکم صادر میکنند ؟احکام دین از قرآن از کتابهای معتبر حدیث استنباط میشود؟
- داعشیها شش کتاب حدیث بزرگ و مهم دارند که معتقدند، مهمترین و صحیح ترین کتاب اسلام اند(شش کتاب از کتب معتبر حدیث نزد سلفی ها و وهابیت که آنها معتقد اند پس از قرآن کریم این ها معتبر ترین منابع دینی است که در دسترس آنها قرار دارد عبارتند از صحیح بخاری و صحیح مسلم-سنن ابو داوود و سنن ترمذی-سنن نسائی- سنن ابن ماجه) ستون اصلی سلفی گری و وهابیت دو کتاب است یکی صحیح بخاری (صحیح بخاری نه جزء و بیش از 100 کتاب و 3450 باب دارد و همانگونه که گذشت-تعداد احادیث آن با مکررات7275 و با حذف آنها بهبه 4000 حدیث دانسته اند.) و دیگری صحیح مسلم
پی نوشت:
(۱): احمد حنبل صاحب کتاب مسند و تفسیر قرآن است و محمد بن عبدالله حاکن نیشابوری نیز پیشوای علم حدیث، قاضی، کورخ، و از یاران صحاح سته است گه غالباً وی را امام المحدثین میگویند. از آثار او میتوان به مستدرک علی الصحیحین و فضایل فاطمه الزهرا اشاره کرد.)
(2): درباره نسب ابوهریره و لقب او مراجعه کنید به الاصابه فی تمییزالصحابه، ج 7، ص 426 ، از کتابهای مورد اعتماد عامّه
(۳): پینوشت:صحیح ترمذی جلد دوم ص 214 این حدیث را آورده و بزرگانی همچون ابو جعفر محمدبن جریر طبری و ابن حجر عسقلانی و … از علمای مورد تکریم وهابیت و سلفیگری صحت این حدیث را تأیید کردند.
(4): صحیح بخاری، ج 5 ، ص2071
(5): مخالفت و عدم مقبولیت ابوهریره در این کتابها عامّه آمده: تاریخ ابن کثیر، ج 8 ص 109-البدایه والنهایه، ج 8، ص 108- تاریخ مدینه دمشق ج 67، ص 353-سیرأعلام النبلا ج2 ص 604 – الإصابه فی تمییز الصحابه ج ۷ ص ۴۴۰ – المعرفه و التاریخ ج ۱ ص ۲۶۲- المستدرک علی الصحیحین ج۳ ص ۵۸۲-ش۶۱۶۰ – شرح نهجالبلاغه ابن آبی الحدید ج 4 ص 68
(6): در صحیح بخاری از امام حسن (علیهالسلام) تا امامان بعد هچ حدیثی وجود ندارد-حتی یک حدیث کوتاه
(7): کتاب اول کافی:نوشته ثقه الاسلام شیخ المحدثین، ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی رازی; کتاب کافی یک دوره حدیث شیعه است; از اصول عقاید گرفته تا اخلاقیات و فروع و در حدود 16000 حدیث در این کتاب جمع آوری شده ات.این کتاب معتبر ترین کتاب احادیث شیعه است. کتاب دوم: من لا یحضر الفقیه تألیف رئیس المحدثین ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، معروف به شیخ صدوق که مشتمل بر 5920 حدیث- کتاب سوم تهذیب الاحکام، تألیف شیخ الطائفه ابوجعفر محمدبن الحسن طوسی معروف یه شیخ طویسی ، به تعداد 13590 حدیث در فروع .-- کتاب چهارم:استبصار باز هم از شیخ طوسی مشتمل بر 5511 حدیث
(8): شرح نهجالبلاغه ابن آبی الحدید ،ج 18، ص 39
(9): احمدبن علی بن ثابت معروف به خطیب بغدادی مورخ و حدیث شناس عرب و نویسنده کتاب معروف و مشهور تاریهخ بغداد
(10): تاریخ بغداد للخطیب بغدادی، ج 13 ، ص 417، ج15، ص 551، ج15 ، ص 549، ج 15، ص 548، ج 13 ، ص 439،.این کتاب از کتابهای مورد وثوق مکتب مخالفان است.
(11): السواد الاعظم سمرقندی
(12): صحیح بخاری، ج 9 ، ص790 . کتاب توحید
(13): صحیح ملم ج 3، ص ۵۴
(14): صحیح بخاری، ج 2 ،کتاب الحج
(15): وسائل الشیعه، ج۳، باب 1 من ابواب «ما یسجد علیه»، حدیث اول ص 591 امام صادق
(16): مسند احمد، ج3 ص 327; حدیث جابر سنن بیهقی ج1 ص 439; کنزالاعمال ج7 ص 465، حدیث شماره 19810; سنن بیهقی ج2 ص 105; مسند احمد ج6 ص179 ص 309 ص 331 ص 377 و جلد 2 صفحه 192 و 198
(17): سنن نسائی ج 4 ص22--صحیح بخاری، ج 1 ، ص223
(18): السیره النبویه ج 4 ، ص ۳۰۵
(19): المنصف ابن أبی شیبه ج ۳ ص ۱۷۵
(20): تاریخ طبری ج 3 ص 1141
(21): صحیح بخاری، کتاب الصلات صحیح مسلم ج 2
(22): صحیح بخاری کتاب الغسل
(23): صحیح بخاری، ج 1، باب ابول عند صاحبه - صحیح مسلم ، باب المسح علی الخفین
(24): صحیح بخاری، ج 1، باب اصحاب فی الحراب فی المسجد- صحیح مسلم ،ج ۳
(25): صحیح بخاری ، ج5، کتاب فضایل اصحاب النجا; صحیح مسلم ج۷ باب فضایل انصار
(26): این ماجرا را علامه امنی در کتاب الغدیر آورده که در این کتابهای عامه سندش موجود است.النهایه ابن اثیر عبد الرزاق ج 10 ص 410-کنز العمال ج5 ص 462-تاریخ مدینه دمشق ج17 ص 42-جواهر المطالبج1 ص 199-جامع الاحادیث ج 26 ص 29 – جامع معمر بن الراشد ج 1 ص 144-لسان العرب ج 13 ص 309
(27): طبری، تاریخ نویس معروف عامه، در کتاب تاریخ طبری، ج 4 ص 188 مینویسد:معاویه وقتی که در سال 41 ه.ق مغیربن شعبه را والی کوفه قرارداد، به وی دستور داد و گفت یک مطلب را فراموش نکن و بر آن پافشاری کن و آن فحش وناسزاگویی به علی ع است.و در مقابل از عثمان به عظمت یاد کن و همیشه برای وی طلب آمرزش نما و از یاران علی ع بد گویی کن و آنان را تبعید نما و به خنانشان گوش نکن.
(28): ماجرای ناسزای عثمان بن عفان به عایشه در الجامع معمربن راشد، ج 11 ص 355-مصنف عبدالرزاق ج 11 ص 356 و دیگر کتابها سلفی ها آمده است
(29): ماجرای ناسزای عثمان بن عفان به عایشه در الجامع معمربن راشد، ج 11 ص 355-مصنف عبدالرزاق ج 11 ص 356 و دیگر کتابها سلفی ها آمده است
(30): طبق نقل جمهور علمای عامّه طلحه شدیدترین صحابه نسبت به عثمان بن عفان بوده است.-تاریخ المدینه، ج4 ص 1169 -قدس المعارف ص228-انساب الاشراف ج5 ص80.
(31): از نظر سلفی ها و وهابیون صحابه معنای بسیار گسترده و وسیعی دارد که البته دلیل و سیاست خاصی پشت سر این نوع دیدگاه و جود دارد. از نظر آنان صحابه کسی است که پیامبر را در زمان بلوغ و یا بعد از آن دیده باشد. برخی حتی فراتر رفته و مثلا محمدبن ابی بکر را که در زمان شهادت رسول اللّه ص سه ماه بوده نیز از صحابه میدانند. بنظر محققان عامه کسی که پیامبر را در زان حیاتش ملاقات کرده و در زمان حیات او به اسلام گرویده باشد و همچنین مسلمان از دنیا رفته باشد از صحابه است. بنابر این همان کسانی که مصاحبت آنها با پیامبر طولانی بوده و هم آن کسانی که مصاحبت آنان کوتا بوده چه از رسول اللّه حدیثی روایت کرده بااشند و چه حدیثی روایت نکرده اند باشند جزء صحابه اند.اشخاصی هم که با رسول اللّه ص در حنگ همراهی داشته اند یا آنها که در هیچ جنگی رسول اللّه ص را همراهی نکرده اند هر دو گروه صحابه اند.چه کسانی که رسول اللّه ص را دیده ایند و چه انان که هیچ مجالستی با رسول اللّه ص نداشته اند صحابه اند.
(32): درباره شرابخواری ولی بن عقبه در صحیح بخاری – کتاب فضایل اصحاب النبی باب مناقب عثمان بن عفان، 5 ، 75، طبع دارالقلم ، بیروت آمده است.
- ۰ نظر
- ۰۳ اسفند ۹۷ ، ۱۳:۲۰
- ۱۸۱ نمایش